باز هم نیامدی و من در انتظار آمدنت خفتم...
باز هم در میان لحظه های سرد دلتنگی در انتظار گرمای وجودت بی قرار گریستم...
باز هم انتظارو انتظارو انتظار ...
باز دل آسمان بی قراری می کند و اشکهای بی شمارش را بر آغوش زمین...
باز هم هوا هوای آمدن توست...
و شاید بازهم دلم دلخوش آمدن توست...
آه...
چه تلخ است انتظار برای آمدنت...
برای در آغوش کشیدن و بوسیدنت...
![]()
![]()
غم مرا این روزها پایانی نیست...
پس کجاست روزهای خوشبخت؟
افق های دور
سروهای همیشه مغرور پاییز
یلدای های خوش خاطره
بهارهای سبز مخملین
تابستان های عاشقانه
کجاست؟
روزهای خوشبخت کجاست؟!
کجاست؟ کجاست...
همیشه ندیدن باعث رنجش میشود
اما این بار نگفتن دلیل سوختن است
همیشه بی تابی نشان عشق است
اما این بار عاشقی عین بی نشانی است
نگفتن ها را تکرار میکنیم
تا شاید روزی مجال گفتنی ها پیدا شود
و عشق را فرو می نشانیم
شاید زمانی فرصت بی تابی ها را تازه کنیم. ...
|
من دیگر ناله نمی کنم | |
|
نه... من دیگر ناله نمی کنم قرنها نالیدن بس است می خواهم فریاد بزنم! اما اگر نتوانستم سکوت می کنم خاموش بودن بهتر از نالیدن است ...
|
تنهایی من، همان انتظارم است
و انتظارم، همان عشق!
و عشق تنها بهانه ی بودنم!
بی بهانه ام نکن!
![]()
من از قبیله ی ابرم
من از تبار کویرم
که بی بهانه بگریم
و بی ترانه بمیرم
دلم گرفته برایت
ولی اجازه ندارم
که از نسیم و پرستو
سراغی از تو بگیرم
![]()
آنها که از دور نگاه ميکنند مي گويند:تو چه کم داري؟ هيچ!!!
و من باران اشکهايم را در ابر چشمانم پنهان ميکنم
و با لبخند ي پوچ به نشانه ي تاييد سر تکان مي دهم ....
اما خودم ميدانم که هر گاه درونم را ميکاوم به يک غم بزرگ ميرسم...
و آن غم نبودن توست !!!
من در کنار همه
اگر از ياد تو يادي نکنم مي شکنم...
بر لب کلبه ي محصور وجود
ودر اين خلوت خاموش سکوت
اگر از هجر تو آهي نکشم
تک و تنها به خدا مي شکنم
مي شکنم..
دلم برای دوست داشتنت تنگ خواهد شد
دلم برای آرامش آغوشت تنگ خواهد شد
دلم برای تنهایی و منتظر زنگ تلفن تو ما ندن
تنگ خواهد شد
دلم برای شادی آمدنت
و درد رفتنت تنگ خواهدشد
و پس از مدتی دلم برای دلتنگی، برای دوست داشتن تو
با رفتنت وحشت به جان خسته افتاد
غم در دلم بيداد ميكرد طعنه ميزد
گفتم به خود فردا دوباره ميشوم شاد،
اما اگر چه آمده فردا غمت هست
او نا جوانمردانه ما را ميكند پست
ميگويدم بازيچه بودي مثل قبلي،
تو ساده بودي ساده بودي ساده، خيلي
مي گويمش او دوستم دارد خودش گفت
ميگويدم اوديگران راهم همين گفت
با من چه كردي كه تلف كردي دلم را
گويا ثمر دادي تلاش باطلم را ...